آآآ ّبا بابا
سلاااام دوستااان امروز که نه الان شبه وبا عسک های جدید آرشن چوچولوم اومدم....![]()
یه عالمه شیطون شده پسر نانااااسم فداش شم...![]()
جدیدااا هی میگه ابا بابا فک نکم منظورش بابا باشه آخه اولش یه آآ هم میگه![]()
دیگه اینکه میتونه تهنایی بشینه![]()
وقتی با یه چی مغشول میشه یه عااالمه آآآآآآآآآآواز میخونه...
کلی با ماشینش تو حیاط خونه بدو بدو میکنه... امروز که جمعه بوووت یه عالمه بازی کرررد و ذوق ذوق میکرد توحیاط خووونه... هوا هم جاتون خالی عااااااااااااااالی بوووووووووووووت
عاشششششق حموم کردنه یعنی با دعوا باید از حموم جداش کنیییم عاششششق آب بازیه![]()
اینم از عسک هایی که باید قبلا میذاشتم و وقت نشدددد



ودر این عسک ها میبینید که من سوار یکی از ماشین هام هستم و در حال بازی کردن با کش مو خاله فریبا جووونم ![]()



اینم هفته پیش وقتی رفتیم ستاره شماااالووو چه بارونی هم بوووووت منم تو بغل پسزخاله رضا بودم یه چی شبیه کاشپن هم رو سرو تنم بوت![]()

اینم امروز توو حیاط خونه.gif)



آآآ ّبا بابا
