خونه خاله جون
امروز ما با مامان جون اومدیم خونه خاله فریبا اینا![]()
ولی نازی نبوت
وقتی مارسیدیم نازی مرسده ادم بزرگا رفته بووود
(دانشگاه)
وعصری اومد خونه
و یه عالمه ازم عسک گرفت و با اینکه اینجوری بوت
کللی باهام بازی کرد![]()
مامی واتی هم رفتن خرید هم برا من هم واسه خودشون...
عسکای امروز در ادامه...

اینجا خاله جوون دست و روم و ششته.چون همش دستامو میل میکنم

اینجا هم میخواستن لباسامو عوض کنن که نازی فرصت طلب بدو بدو اومد و ازم عسک گرفت 

از دست این نازی بلا

انقد که پشت هم نازی عسک میگیره ببینیذ اینجا چه شلکلی شدم؟؟؟ ![]()



خونه خاله جون 